ميرزا محمد على وفا زواره اى
230
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ » . 189 كه عارف رومى در نعتش گويد : رباعى 190 رومى ! نشد از سر على كس آگاه * يعنى كه نشد كس آگه از سر إله يك ممكن و اين همه صفات واجب ! * لا حول و لا قوة إلّا باللّه ازآنپس كه در آن بزرگ فرمان الهى و مجموعهء اوامر و نواهى كه فرقان كريم و قرآن عظيمش خوانند ، در مواضع متكاثره و مواقع متوافره ، به اقامهء صلاتش ، كه افضل طاعات و اكمل عبادات است مكرم و به اقدام اين نوع از عبادات ، آسمان را پشت طاعت در پيشش خم آورد ، خطاب كرد كه : « إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ » 191 . ازآنجاكه نماز كه پرستش معبود بىنياز است ، از هر عبادتى ، اتمّ و از هر پرستشى ، اهم است ، از اركانش ، قصر « 1 » طاعت ، قوى المبانى است و هر ذكرى از اذكارش ، فاتحهء كتاب عبادت را سبع المثانى « 2 » ، از آدم تا خاتماش اساس هر سنّت و كرياس كاخ هر ملّت بود ، اصل اصيل شجرهء شرع است و غصون و اوراق ديگر عباداتش ، فرع « الصّلاة عمود الدّين ، اذا قبلت قبل ما سواها و اذا ردّت ردّ ما سواها » 192 ، پس اين ستايش ستوده را ، مكانى خجسته بايد و اين پرستش خجسته را جز محلّى ستوده نشايد . در هر ملّت از ملل و هر سنّت از نحل ، آن مكان را رسمى داده و اسمى نهادهاند . در كيش اسلامش « 3 » ، « مسجد » گويند و هنگام پرستش ايزد پاك ، بهسويش پويند . و از زمان خليل جليل الهى تا هنگام ظهور شريعت جناب ختمىپناهى ، همگى انبياى عظام و اولياى كرام را به بناى بنيان معابد ، مأمور و آن جناب ملائك خدم را به تشييد مبانى مساجد ، به كريمهء مرقومه ، مسرور فرمودند و آثار انبياى اخيار و اخبار اولياى اطهار ، در اين مقام ، زياده از آن است كه در حوصلهء اين مختصر ديباچه گنجد ، يا ميزان قدرت كاتب ، مقدارى از آن سنجد . بهتر آنكه ذكر آيات و اخبار وارده ، در اين مقام را موجب اطالت كلام نسازد و به اصل مدعا پردازد ، كه در اين اوان شرافت نشان ، كه سپهر ملّت بيضا ، منوّر است به وجود آفتاب نمود پرتو مهر سپهر نبوّت و شعاع ماه فلك رسالت ، خلاصهء رحمت ايزدى ، سلافه عنايت سرمدى ، دليل لطف
--> ( 1 ) - اركان قصر ( 2 ) - آثار سبع المثانى ( 3 ) - ( ندارد )